سلام
الان من مثلاً خیلی خوشحال می باشم . دیشب خواهرم رو با مامانم بعد از دو هفته آشتی دادم ، مگه راضی می شد این نگاره ؛ اعصاب واسه من نذاشت . همون روز هم خودم سر حرف رو باهاش باز کردم و باهاش صحبت کردم . واقعاً چه قدر نسل های این قرن حاضر یه طورین . البته خودم هم جزوشون هستم
ولی در هر حال
چه قدر حرف زدیم ما دو تا , از صبح تا شب , این که چه کارایی کردیم و در حال حاضر مشغول چه کاری هستم , داستان شماره گرفتن از اون پسره و چشمک زدن این همسایه بغلی مون و ................
همه حرف هایی که توی وبلاگ نوشته بودم و یه سری هاشون که تازه پیش اومده بود
دومین میلم رو به سپیده زدم , دوست داشتم قضیه ی کادوی پارسال تولد من رو که یه کیف جیبی بهم داده بود و نرگس دخترخاله بزرگم بهم گفته بود که این کیف رو با ستش تو خونه ی سپیده اینا دیده و برداشته داده به تو
و همین باعث دلخوری من شده بود گرچه می دونستم نرگس باز هم دوست داره دو بهم زنی کنه و نمی دونم این وسط چی گیر این خانم 25 ساله می یاد .
خلاصه این قضیه تو دل ما موند تا اینکه در دومین میلم به سپیده این حرف رو زدم
فرداش به من زنگ زد که اون غلط کرده , اون کیف رو من خودم برات خریده بودم , باز اون زر زیادی زده ؟
بذار من بهش اس ام اس بدم و حالش رو بگیرم
گفتم نه سپیده , تو رو خدا نه , اون به من اطمینان کرد و گفت که به تو چیزی نگم
گفت اگه راست می گفت که به تو نمی گفت که به سپیده چیزی نگو . صبر کن دارم براش
دیگه به تو چی ها گفته ؟
گفتم فعلا هیچی , این قضییه رو هم نباید به تو می گفتم , گفت تو باید زودتر می گفتی
گفتم یادته خیلی ها به رابطه ی من و تو حسودی می کنن ؟ و بذار حال این نرگس رو من بگیرم و تو هی می گفتی ولش کن ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
و من خر طبق معمول فکر میکردم که تو اون کیف رو داشتی توی خونه و فقط کادوش کردی و حرف های اون رو باور کردم .
گفتم مهم اینه که با تو قهر نکرده بودم , گفت اگه قهر می کردی من می فهمیدم و زودتر حالش رو می گرفتم .
گفتم نمی خواستم رابطه تو ن خراب شه , اما از وقتی که اون کار بد رو کرد ( مزاحمت موبایلی برای من که هیچ وقت نتونستم ماجراشو تو وبلاگ بنویسم) تصمیم گرفتم که به تو بگم شاید این شک و تردید حل بشه .
همین
من همیشه به سپیده اطمینان داشتم اما واقعا چه راحت می شه بین دو تا دوست خیلی صمیمی رو با یه سوء تفاهم کوچیک بهم زد ؟ نه؟؟ مراقب خودتون و دوستی ها و فامیل هاتون و هر کسی که باهاش خوب و صمیمی هستین باشید , هستند کسانی که بخوان بینتون جدایی بندازن , این فقط شامل زن و شوهر ها و دوست دختر با دوست پسرها نمی شه .
کوفت نوشت :
^ مشغول کار تایپ , یه کتاب 300 صفحه ای هستم , اگه تموم شه یه جشن برای خودم حتماً خواهم گرفت .
^^ خیلی مسخره است که من هنوز گوشی مادربزرگم رو ازش نگرفتم اما مثل عقده ای ها رفتم تو اینترنت و theme های k310i رو گرفتم . مثل اون دوستم که هنوز معلوم نیست سری دوم برای دانشگاه قبول شه , ( اما حتمیه که قبول شه رتبه اش 1300 شده) میگه هنوز خرید دانشگاهش رو نکرده ( شوق دانشگاه رو داری ؟؟؟)
نوشته شده توسط : الهام
تبلیغات 






