
سلام
نمی دونم بخندم یا گریه کنم ؟
اوایل فکر می کردم که با داشتن یک وبلاگ , دیگه از نوشتن خاطرات روزمره و کم آوردن سر رسید و پیدا کردن خودکار و کلی زحمت دادن و نوشتن و خط خطی کردن راحت می شم ... منتها با این تفاوت بارز که دفتر من رو کسی نمی خونه , نظر نمی ده , فقط و فقط برای خودمه اما اینجا ....
دیجیتالی شدیم اما فکر این رو نمی کردیم که ...
کسی پیدا شه که با دیدن وبلاگت بهت فحش بده ...( اونم از نوع رکیک )
کسی پیدا بشه که بهت دستور بده که برو بند و بساطت رو جمع کن و این ...چرت و پرت ها چیه که داری می گی
کسی پیدا شه که ازت تعریف کنه ...
کسی پیدا شه که باهات دوست بشه ...
کسی ...........................................
اگه الآن کسی هست که می خواد وبلاگ بزنه , بهش یه پیشنهاد دارم , تو این دنیای مجازی همه فقط بلدن که چت کنن , سرکار بذارن , وب گردی کنن ...اما بلد نیستن چار تا کلمه از خودشون حرف در کنن ...پس اگه این جور افراد به تورت خورد هیچ وقت ناراحت نشو و پا پس نکش
مثل خودم
حتی اگه بهت فحش دادن و زر زیادی زدند ...
اوایل که تو پرشین بلاگ بودم سه سال پیش , فقط به نوشتن خاطرات خوشم اکتفا کردم اما بعد که اومدم تو سیستم میهن بلاگ سعی کردم موضوع های دیگه ای رو به وبلاگ اضافه کنم برای اونایی که دوست ندارن مطالب من رو بخونن ... حالا این مطالب فرق نمی کنه طنز باشه , داستان باشه یا عکس های بوش ....
حالا بعضی ها جنبه دارن , بعضی ها ندارن ...این دیگه به من ربط نداره ...از میون این همه وبلاگ می تونی یه وبلاگ دیگه رو برای وب گردی انتخاب کنی ... در ضمن برای دیدن این وبلاگ بلیط نمی خری , پس لزومی نداره که برای من تعیین و تکلیف کنی که چی کار کنم چی کار نکنم ...خیلی راحت می تونی وارد این وب نشی ...
الان این حرف های برای تازه وارد ها اکی هست ؟؟
همه ی اینا رو برای اونایی گفتم که تازه با این وبلاگ آشنا شدن و اینو بدونید که نوشتن کار سختیه ...حالا هر طوری که بخواد باشه ...حرف زدن خیلی آسون تره ..اینو من وقتی فهمیدم که می خواستم یکی از خاطراتم رو بنویسم و بذارم اینجا ...اون اول ها ...
قابل توجه اون کسی که تا به حال وبلاگ ندیده , کم آورده , فحش داده ...ووووووووووووووووووو یه نفر دیگه
لازم دیدم که این صحبت ها رو برای دوستان جدید بگم ...بقیه هم کم لطفی می کنن که نظرشون رو راجع به این وبلاگ نمی گن ..
پی نوشت ::::::::::::::::::::
= این اواخری این فیلم ها رو دیدم اما نه این که برم سینما , علاقه ای به سینما رفتن ندارم ..سی دی گرفتیم تو خونه نشستیم دیدیم ....
فیلم هایی چون اخراجی ها ( خیلی وقت پیش ها) , شام عروسی , چپ دست , آتش بس , هوو و نقاب ....
به نظرم آتش بس و نقاب قشنگ بود ...
== رفته بودم بیرون خواهرم یه دختری رو نشون داد که چهره اش به طور وحشتناکی .............
خدایا شکرت ....
پیش خودم گفتم چه طوری شده که صورتش این قدر فجیع ...............بره جراحی پلاستیک خب
اما ایول به اعتماد به نفس که در ملا عام بدون هیچ گونه ناراحتی ظاهر می شه ...
به خواهرم گفتم بدبختی یعنی این.... تو دلم گفتم من یه کم ابروهام در می یاد سختمه برم تو خیابون ...فکر می کنم خیلی قیافه ام بد شده ....اما حالا دختری که صورتش به کل سوخته ............
حتی پسری که اونو دیدش , نزدیک بود سکته کنه و به دوستش گفت : برین خدا رو شکر کنید ....
تا شب حال من و خواهرم زیاد خوب نبود ...مخصوصاً با دیدن گلزار در برنامه ی شب شیشه ای بیشتر حالمون بد شد ..

نوشته شده توسط : الهام
تبلیغات 



