ماه رمضون _ کله پاچه _ مدرسه خواهرم
و حالا مشروح وبلاگ 
ماه رمضون امسال برای من یه طور دیگه ست . مثل پارسال نیست و هیچ وقت مثل پارسال نمی شه . یادمه پارسال یه ختم قرآنی بود , یا قدیم ها خوندن دعای سحر
اما امسال فقط نماز و روزه ...قرآن هم نمی خونم 
آخه از خوندن قرآن هیچی نمی فهمم , درسته که با خوندنش حس ششمم خیلی تقویت می شه و آدم احساس سبکی می کنه , اما متاسفانه امسال چنین سعادتی نصیبم نشد . 
از دعای شما دوستان من خوب خوب شدم و ویروس شرش و کم کرد و رفت پیش زن و بچه اش ( فکر کنم ویروسه مرد بیده
) اما خب صدام خفن گرفته و همش دوست دارم آب بخورم اما روزه ام دیگه ...نمی شه . اگه آب بخورم روزه ام باطل می شه 
می فهمید که چی می گم
تا وقتی که آب زرشک و تخمه می خورم , صدام باید بگیره .
جمعه سپیده تو چت گفت بعد از ظهر بیا خونه ی مامانی ( مادربزرگم ) , که زبان ازت بپرسم . دلم هم برات تنگ شده .
گفتم باشه تا ببینم چی می شه . خاله هم به مامانم گفت که ما کله پاچه می یاریم , شما ها هم بیایین افطار ..
بعد از ظهر پای کامپیوتر بودم , خسته شدم و هول و هوش ساعت 4 بود که رفتم بخوابم , آقا تا سرم رو نذاشتم رو بالش , تلفن زنگ زد . سپیده بود از خونه ی مامانی زنگ می زد , گفت پاشین بیایین . تو دلم گفتم اینا چه زود رفتن ..آخه همیشه دیر می رسن . این بار به قول خواهرم ترکونده بودن .
ما هم رفتیم , سپیده گفت زبانم رو یادم رفته که بیارم . تو دلم گفت حسابی دلت برام تنگ شده بود , این زبان بهانه ای بیش نبود 
خلاصه اونجا کلی حرف زدیم , از اینترنت و وبلاگ و ( یه جورایی غیبت ) بد پشت کسی نگفتیم
ولی راضی باشین . همش سپیده بهم می گفت که الهام اون یکی وبلاگت ( همونی که تازه بنا شده و شما از وجودش بی خبرین ) فیلتر می شه . ایشا.. فیلتر می شه .
آخه اونجا یه نمه خفن می زنه . تقاضا زیاد باشه آدرسش رو بهتون می گم . :"> :">
افطار که شد من و سپیده کلی استخاره کردیم که آیا کله پاچه بخوریم یا نه . انگار خوب اومد 
جواب استخاره رو می گم . سپیده گفت باشه می خوریم فقط یه ذره .. خاله هم تو یه کاسه برامون کله پاچه ریخت که با هم بخوریم ..داشته باش تو یه کاسه . اونم من و سپیده که هی گند می زنیم .
سپیده این طوری شد یه آن

اما من این جوری شدم 

اخه می دونه که من یه موقع هایی حالش رو بهم می زنم , حالا این بار من اصلا یادش نبودم وگرنه برای همیشه از کله پاچه بیزار می شد .
شروع کردیم به خوردن . این دو تا قاشق ما هی می پیچید گ َ ل ِ هم . سپیده کلی آبلیمو ریخت , طوری که مزه ی کله پاچه توش گم شد .
این قدر ور رفتیم به این پاچه ی گوسفند که اگه یه کم دیگه می گذشت , از دست ما دو تا از کاسه فرار می کرد و می رفت . اما نمی تونست که , مگه من و سپیده به این پاچهه امون دادیم ؟؟
با نون سنگک جاتون خالی کوفت کردیم .
به قول سپیده بچه تهرانی که نباید کله پاچه بخوره ...باید بخوره ؟؟؟ نه دیگه
ما مثلاً طرفدار کله پاچه نبودیم , همچین تکه تکه اش می کردیم و می ذاشتیم لای نون که انگار دنبالمون کردن و قراره این کاسه رو ازما بگیرن . بیشتر شبیه نخورده ها بودیم .
آخرش هم شوهر خاله ام گفت می خوای بازم براتون بریزم ؟ ما گفتیم نه ..اصلا امکان نداره
خب تا خرخره کوفت کرده بودیم , دیگه جا نداریم که ........ 
جای طرفدارن کله پاچه زیاد زیاد خالی بود .
اینم از این
دلم برای خواهرم می سوزه با این مدرسه ی گندش . خدا عذاب همه ی معلم ها و همه ی کارکنان مدرسه رو زیاد کنه
خواهرم معدلش 19 است هر سال .خب ؟ معلم شیمی بهش جریمه داده اونم 8 بار از روی درس
مامانم هم قاطی می کنه و می ره مدرسه . با این حال همون روز معلمه به خواهرم می گه که بنویس
عجب پر روااا این زنیکه . 
از اول خواهرم نمی خواست بره این مدرسه , حالا مامانم می خواد تمام تلاشش رو بکنه که از این مدرسه ی گند درش بیاره . قرار بود خواهرم بره اون مدرسه ای که مد نظرشه .
شنیده بود اگه ابروهاتو نخ هم کنی هیچی بهت نمی گن .
کادر مدرسه و دبیرهاش هم عالیه
حالا خدا کنه که از این مدرسه ی افتضاح بیاد بیرون .
شما دعا کنید . باشه؟
اگه این پست بسیار طولانی شد بندازین تقصیر سپیده . هی می گه طولانی بنویس . من کوتاه دوست دارم بنویسم که خوندنش سخت نباشه . وگرنه قبلا ها عادتم بود که طول و دراز بنویسم .
از دست ایشون بنده جرات ندارم عکس براد پیت رو بذارم , می گه شوهرمه . اولا براد یه بار اومد تو خواب من و یه نگاه عشقولانه بهم کرد و رفت . فکر کنم منظورش تیریپ خواستگاری بود
من که نمی دونم این خارجکی ها چه سنتی دارن . منظورش لاو بوده دیگه . خر که نیستم . چون خیر سرم دارم زبان می خونم , زبونش رو , می فهمم/ حالا چه برسه به نگاش 
خب ؟
تو خواب تو که نمی یاد , تازه وقتی هم جواب منفی رو از من گرفت رفت با جولی
این طوریاست .
البته من با چشم های آبی میونه ی خوبی ندارم , only Green
خب ؟
وای چهقدر چرت و پرت گفتم . خدا پیرت کنه سپیده .
تو خودت که به روز نمی کنی , از من توقع داری سیاهه تحویل خوانندگان بدم .
القصه اگه دوست دارین من زیاد بنویسم بگین , استعدادش رو خفن دارم .
بسه دیگه
راستی سپیده اگه یه وقت سرما خوردی نگران نباش چون از من گرفتی ( تو یه کاسه کله پاچه خوردن اینا رو هم داره )
شاید ویروسه نرفته باشه پیش زن و بچه اش
گفتم که به فکر درمونت باشی
همین .
خوش باشین فعلا

نوشته شده توسط : الهام