تبلیغات
majazi - پست های شهریور 1385

جستجو

 

نکته های کوچک زندگی

جمعه 3 شهریور 1385   04:08


نوع مطلب : نکته های کوچک زندگی ،

Y         بی هیچ علت خاصی بگذار به خوش بگذرد .

Y         هر وقت احساس کردی استحقاقش را داری , درخواست ارتقاء کن .

Y         در مبارزه ضربه اول را بزن , محکم هم بزن .

Y         قرض هایت را زودتر پس بده .

Y         بعضی اوقات به دیگران یاد بده .

Y         بعضی اوقات از دیگران یاد بگیر .

Y         آن چه را بچه به حراج گذاشته اند بخر .

Y         یک بار در زندگی اتومبیل کروکی بخر .

Y         با مردم همان گونه رفتار کن که دوست داری با تو رفتار کنند .

Y         در روز تولدت درختی بکار .

Y         سالی یک یدوبار خون اهدا کن

Y         دوستان تازه پیدا کن , اما دوستان قدیمی را عزیز بدار .

Y         راز نگه دار باش.

Y         زیاد عکس بگیر .

Y         هرگز تسلیم نشو , هر روز معجزه تازه ای اتفاق می افتند .

Y         بی درنگ برای دیگران یادداشت تشکر بفرست .


نوشته شده توسط : الهام

برگشتن بنده ...

پنجشنبه 2 شهریور 1385   05:08


نوع مطلب : ماجرا و حرف های من  ،

       

سلام . خوبی ؟ منم بد نیستم ..بدون ما خوش می گذره ؟

اینترنت یه دنیای جالبیه و اون اینه که اگه یه وقت بمیری کسی از مردنت با خبر نمی شه .

بگذریم

 اگه منتظر اینی که می خوای بدونی تو این مدت چه اتفاق هایی برام افتاده باید بگم که هیچی برای گفتن ندارم .

بذارین اول از دلتنگی هام بگم : این که دلم برای یاهو مسنجر و وبلاگ و میل و از همه مهمتر شما دوستان گل تنگ شده .

کلی حرف و حدیث براتون داشتم اما هیچ چیزی به ذهنم نمی رسه که تایپ کنم ..فکر کنم چون خیلی وقته وبلاگ رو به روز نکردم و حرف نزدم , روم نمی شه که مثل قبل ادامه بدم

این تنها علتی بود که به فکرم رسید . اما نگران نباشید , من برای دفعات بعد زیاد وراجی می کنم .

خب تو  این مدت که نبودم برام اتفاق های جورواجور زیاد افتاده بود اما چون اکثرشون ناراحت کننده بود , دیگه نیازی به تعریف کردن نمی بینم .

میدونی از وقتی که این وبلاگ رو  ساختم , دوست داشتم همه ی خاطرات شیرین و بامزه ام رو یه جایی نگه دارم ...کلاً وبلاگ یعنی تخلیه کردن مخ ...زدن حرف هایی که هیچ جایی براشون نیست

از همه ی اینا که بگذریم ازتون یه سوال دارم ..مسافرت کجا رفتین ؟

خوش گذشت ؟ نه من و نه سپیده هیچ جایی نرفتیم ..ده درصد امید دارم که بریم شمال اما سپیده از کلاردشت خسته شده و می گه بریم یه جای دیگه ...

الآن هم کامپیوترش خرابه منم وقت نکردم برم خونه شون .

توضیحات :

   *قالب وبلاگ رو عوض کردم , قبلیه با اینکه فانتری بود اما جفنگ بود ...حالا این چه طوره ؟ اینو خودم تغییرش دادم ..کاری نداشت فقط یه کم جون دادم ..

* یه فرصت چند روزه بدین که به وبلاگ هاتون سر بزنم .

 


نوشته شده توسط : الهام