تبلیغات
majazi - من تنها می باشم ...شعر ..

جستجو

 

من تنها می باشم ...شعر ..

جمعه 19 اسفند 1384   08:03


نوع مطلب : ماجرا و حرف های من  ،

امروز جمعه است ..

و همین الآن مامان و بابام و خواهرم رفتن قم

و من تنها می باشم

تنهایی یعنی عشق , حال , صفا  ...

شب بر می گردن

خدا پدر و مادر دیوید رو بیامرزه که اومد ایران و حالا هم می ره قم که فک و فامیل قمی رو ببینه ...

گرچه یک شنبه می ره آلمان ..

خانواده ی ما هم تشریفشون رو بردن ...

منم بیکار ..عین عقده ای ها هی به روز می کنم ...

همین دیگه .....................

اینم یه شعر برای دوستان

اگه می خوای بری برو

از تو دوباره می گذرم

نگاه به گریه هام نکن

نگاه به خنده هام نکن

من از تو بی وفاترم

تو اشتباه عمرمی

که دیگه تکرار نمی شی

ایندفعه دیگه برنگرد

تو واسه من یار نمی شی

نه غم می خوام نه خاطره

فقط بذار رها بشم

تو این غریبی نمی خوام

مجنون قصه ها بشم

از توی قصه هام برو

دیگه تو فکر من نباش

تموم کن این قائله رو

نمک رو زخم من نپاش

همیشه بی گناه توئی

همیشه تقصیر منه

نگاه بی وفای تو
همیشه طعنه می زنه
بازم دارم می بخشمت
این اشتباه آخره
گذشتم از گناه تو
شاید خدا هم بگذره

 


نوشته شده توسط : الهام