ماه رمضون اگه جنبه ی منفی نداشته باشه برای من یا خیلی های دیگه , اما یه صفت منفی رو داره و اون اینه که آدم رو تنبل می کنه , خواب آدم رو بهم می ریزه . چهارشنبه دیگه ترکوندم که ساعت ده از خواب بیدار شدم و حاضر شدم که برم بیرون . انگار فقط همون روز بود چون فرداش ساعت یه ربع به دو با اصرار خواهرم از خواب بیدار شدم . دیگه اون روز زنگ زدم به مریم و گفتم که سی دی رو برات بیارم ؟ ازم چند تا عکس می خواست که پرینت بگیره. رفتم بیرون ، مریم رو دیدم , آقا تو بگو این مریم ما یه ذره آرایش داشته باشه , یه کرم , یه ریمل ... اصلاً این که چرا آرایش نکرده به خاطر اینه که دوست پسرش بهش گفته منم چه قدر حرص می خورم که یه دختر زرتی به حرف پسر گوش می ده . پسره بهش گفته که مامانش خیلی مؤمنه و حتما باید بذاری ابروهات پر بشه و می ری بیرون آرایش نکنی , حالا بعدا بره خواستگاری اش . از چند سال پیشی که با مریم توی کلاس کامپیوتر باهاش دوست شدم , تا اون جایی که من می دونم پسرایی تو زندگی اش می یومدن و می رفتن , البته عشق های یه طرفه . و همیشه حدس می زنم که عاقبت این کار چی می شه. حالا این پسره امیدوارم که با این یه دوستی همیشگی رو داشته باشه . ولی با این مخالفم که تا یه دختر به یه پسر می رسه , به حرفش گوش کنه , و بگه چشم . به قول یکی از پسرای با شخصیت نت که برام میل زده بود , گفته بود که این عشق های الکی آدم رو از کار و زندگی می اندازه و رابطه ای رو دوست دارم که مثل دوستی که با دوست پسرم دارم رو با دوست دخترم داشته باشم. من صد در صد موافقم خلاصه یه مغازه برای پرینت خیلی گرون می گفت که مریم منصرف شد و من سی دی رو بهش دادم که ببره خونه ی دخترخاله اش و مجانی پرینت بگیره . خیلی زود از هم جدا شدیم و من رفتم پول اون خط ایرانسل رو دادم . رفتم عابربانک حسابم رو چک کنم , که دو تا نره غول (پسر) اومدن و به من گفتن که ما زودتر اومدیم . ( دروغ می گفت , تا من رسیدم اون هم اومد ) ولی گفت حیف که من عجله ندارم وگرنه .... حالا پسره کارش تموم شده داره به من می گه دستگاه ش خرابه . راستش برای اولین بار با عابربانک می خواستم کار کنم , به هوای این که مبادا سوتی ندم , گذشتم کار مردم راه بیفته تو این ماه عزیز. یکی نیست به من بگه آخه مُخ تو که بلدی با کامپیوتر کار کنی دیگه این عابربانک فارسی که دیگه چیزی نیست . خلاصه چک کردن حساب با موفقیت انجام شد . بعد اومدم خونه دیگه . بعد نوشت : خاله ی جوانتون رو تو این ماه دعا کنید من همه ی شما خوانندگان وبلاگم رو چه دختر و چه پسر همه رو دوست دارم . لطف دارین به بنده و این وبلاگ کوفتی
نوشته شده توسط : الهام
تبلیغات 