تبلیغات
majazi - حرف های همیشگی

جستجو

 

حرف های همیشگی

سه شنبه 6 شهریور 1386   01:08


نوع مطلب : ماجرا و حرف های من  ،

سلام

دیر شد باید زودتر می اومدم ؛ البته می یومدم اما مطلب ننوشته بودم که بذارم اینجا

اتفاق که زیاد برام افتاده . هی می رم و می یام یه اتفاق تازه برام رخ می ده 

چهارشنبه : خونه ی سپیده اینا ............................ویندوزش رو عوض کردم . ویندوزی رو که یارو ریخته بود رو قبول نداشت .

پنج شنبه : خودمون رو انداختیم خونه ی مامانی . ما و سپیده اینا . تاساعت هشت شب اون جا بودیم

جمعه : دوباره خونه ی سپیده...دائی اینا قرار بود برن خونه شون . کشت منو این باران (دختر دائی ام ) از بس که از پسرای شهرک شون گفت . کرج می شینن .

شنبه : کلاس نقاشی ...

یه شنبه : سه بار این کار تایپ رو بردم برای آقای (ش) تا بالاخره بار سوم فهمیدم چرا باز نمی کنه ورد رو و دوباره براش بردم

دوشنبه : همون پسری رو که به من تلفن داده بود رو دیدم ؛ عجب ...........................

گیر داده به ما ...ول کن هم نیست . بابا من با بچه محل رفیق نمی شم . هر وقت می رم کلاس و می یام می بینمش ...دیگه تابلو , فکر کنم می دونه خونه مون کجاست . پسره ی پررو، فهمیده می رم کلاس ...مثل جن هر وقت می رم بیرون جلو رام سبز می شه . حالا بدی ماجرا اینه که از بس من اینو می بینم خنده ام می گیره و کنترل کردن خنده هم سخته دیگه . طرف هم فکر می کنه که من ....

من عمرا باهاش رفیق شم .

یعنی وقت این کارا رو ندارم

 

در گیر کار تایپ یه کتاب سیصد صفحه ای هستم که خیلی واقعا وقت گیره , در یه صفحه می بینی یه هو اندازه ی نصف صفحه یه پاورقی ریز و توهم توهم رو باید بتایپی . خب این عذابه و اون وقت قبض موبایلت می یاد و مخت سوت می کشی و یه لعنت , یه فحش , یه چیزی تو همین مایه ها نثار دار و دسته ی ایرانسل می کنی و دلت نمی یاد که بری قبض رو برای کاری که نکردی , برای حرفی که با گوشی ات نزدی بپردازی و همین عامل باعث می شه که مبلغ رو پرداخت نکنی چون دو به شک هستی و خلاصه گوشی ات یه طرفه می شی و می یایی به بچه های نت می گی که به من اس ام اس ندین چون من نمی تونم جوابتون رو بدم

تا کی

تا این همراه اول رو بگیرم . تا ببینیم این دیگه چه کوفتیه  

این طوریاست دیگه ... واس همین باید برم خدمات این ایرانسل و بگم چرا اینقدر زیاد و من باید مبلغ خرداد یا تیر رو پرداخت کنم ؟؟؟ اخه این چه وضعیتیه ؟؟ آدم می ره تو غم و غصه .

حالا کو وقت ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

کوفت نوشت

می خواستم این پست رو مفصل تر بنویسم که الان چون درگیر تایپ هستم یه جوری جمع و جور و کوتاهش کردم ....

بازم می یام

جی جین هی .......عشق بنده




نوشته شده توسط : الهام